مدیر مدرسه

  • امتیاز این کتاب در امتیاز کتاب مدیر مدرسه در گودریدز : 3٫44
عنوان اصلی : مدیر مدرسه
نوع کالا: عمومی
پدید‌آورنده: جلال آل احمد
موضوع: داستان ایران
ناشر: مجید
بازه سنی: بزرگسالان
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
سال انتشار: 1398
نوبت چاپ: 7
وزن: 136 گرم
تعداد صفحات: 112
قیمت: 15,000 تومان
شابک: 9789644530777
  • وضعیت: موجود
پیوند کوتاه:
  • درباره‌ی کتاب
  • کتاب مدیر مدرسه رمانی کوتاه است از جلال آل احمد که داستان مردی را روایت می کنید که از معلمی خسته شده و به دنبال گوشه‌ی دنجی برای استراحت و به دست آوردن پول بیش‌تر می‌گردد. او به شغل مدیری در مدرسه‌ای دورافتاده رو می‌آورد اما نمی‌داند که دردسرهای این کار، چقدر زیاد است.


    مدیر مدرسه، کتاب صاف و ساده‌ای است. برای آشنایی با تکه‌ای از تاریخ کشور و برای شنیدن شرح پریشان‌حالی‌های مردی ایرانی که روشنفکر است و همزمان نمی‌تواند همه‌ی رفتارهایش را خوب انجام دهد، می شود سراغ این کتاب رفت. شنیدن و خواندن این داستان، نیاز به تمرکز زیادی ندارد. لحن داستان بی غل و غش است و روایت صاف و بی‌پیچیدگی. نیازی هم به حفظ کردن شخصیت‌های زیاد یا ماجراهای فرعی ندارد. کافی‌ست دل به جریان روایت راوی این کتاب گویا بدهید.


    جلال آل احمد، نویسنده و مترجمی بود که در خانواده‌ای مذهبی متولد شد اما کم‌کم از مذهب برید. بعد به حزب توده پیوست و چند سال بعد از حزب کناره‌گیری کرد. در دوره‌ی مصدق به جبهه‌ی ملی پیوست و پیش از کودتای 1332 از این جبهه هم جدا شد. پس از کودتا، دچار افسردگی شد و مدتی سکوت کرد و به سفرهای مختلف رفت. در سال 1348 فوت کرد. بعضی می‌گویند مرگش مشکوک بوده است. او همسر سیمین دانشور (رمان‌نویس مشهور ایرانی) بود. جلال داستان‌ها، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های نسبتا زیادی نوشته است. او این کتاب را در سال 1337 (چهل و پنج سالگی) به چاپ رساند. داستان بعد از کودتای 1332 اتفاق می‌افتد.

  • درباره‌ی پدید‌آورنده
  • جلال آل احمد

    جلال آل احمد جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد: « دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد و من رفتم بازار اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم »

  • برچسب‌ها

نظرات کاربران

    تا‌کنون دیدگاهی برای این کالا ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید...

      کتاب‌های دیگر این پدید‌آورنده

      این کتاب‌ها هم برای شما جذاب خواهند بود


      با عضویت در خبرنامه کاواک از اخبار وبگاه و پیشنهادهای ویژه مطلع شوید.