استخوان خوک و دست‌های جذامی

  • امتیاز این کتاب در امتیاز کتاب استخوان خوک و دست‌های جذامی در گودریدز : 3
عنوان اصلی : استخوان خوک و دست‌های جذامی
عنوان اصلی : استخوان خوک و دست‌های جذامی
نوع کالا: عمومی
پدید‌آورنده: مصطفی مستور
موضوع: داستان ایران
ناشر: چشمه
بازه سنی: بزرگسالان
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
سال انتشار: 1397
نوبت چاپ: 31
وزن: 85 گرم
تعداد صفحات: 87
قیمت: 9,000 تومان
شابک: 9789643621971
  • وضعیت: موجود
پیوند کوتاه:
  • درباره‌ی کتاب
  • اون پايين داريد چي كار مي‏كنيد؟ با شما هستم! با شما عوضي ها كه عينهو كِرم داريد تو هم مي‏لوليد. چي خيال كرده ايد؟ همه‏تون، از وكيل و وزيرگرفته تا سپور و‌ آشپز و پروفسور، آخرش مي‏شيد دو عدد. خيلي كه هنر كنيد، خيلي كه خبر مرگ تون به خودتون برسيد فاصله‏ي دو عددتون مي‏شه صد. صدام رو مي‏شنفيد؟ مي‏شيد يك پيرمرد آب زيپوي عوضي بو گندو. كافيه دور تند نيگاش كنيد. همين كه دور تند نيگاش كرديد مي‏فهميد چه گَندي زده ايد. مي‏فهميد چه چيز هجو و مزخرفي درست كرده ايد. حالا با اين عجله كدوم جهنمي‏قراره بريد؟ قراره چه غلطي بكنيد كه ديگرون نكرده اند؟ واساي چي سر يه مستطيل يا مربع خاكي دخل هم رو در مي‏آرين؟ بدبخت‌ها! شما به خودي خود بدبخت هستيد ديگه واسه ي چي اوضاع رو بدتر مي‏كنيد؟ . . . از اون طرف تا چشاتون به هم افتاد، اولين كاري كه مي‏كنيد، يعني آسون تري كاري كه مي‏كنيد اينه كه عاشق همديگه مي‏شيد. لعنت به شما و كاراتون كه هيشكي ازش سر درنمي‏آره. عاشق مي‏شيد و بعد ازدواج مي‏كنيد. صدام رو مي‏شنفيد! . . . ‏عاشق مي‏شيد و بعد عروسي مي‏كنيد و بعد بچه دار مي‏شيد و بعد حال تون از هم به مي‏خوره و طلاق مي‏گيريد. گاهي هم طلاق نگرفته باز مي‏ريد عاشق كس ديگه‏اي مي‏شيد. لعنت به هم‏تون. لعنت به همه‌تون ‏كه حتي مث مرغابي‏ها هم نمي‏تونيد فقط با يكي باشيد. بوق نزن عوضي! صداشو خاموش كن و گوش كن ببين چي دارم مي‏گم! همه‏ش هفتاد، هشتاد سال، يعني اگه شانس بياريد، اگه خيلي زودتر ريق رحمت رو سر نكشين، خيلي كه توي اين خراب شده باشيد هفتاد هشتاد سال بيش تر نيست. لا مسبا اگه هفتصد سال مي‏مونديد چي كار مي‏كرديد؟ گمون‏م خون هم رو تو شيشه مي‏كرديد، گرچه همين حالاش هم مي‏كنيد. يعني غلطي هست كه نكرده باشيد؟ به شرف‏م قسم هر كاري كه خواسته ايد كرده ايد و اگه نكرده ايد لابد نتونسته‏ايد بكنيد. مطمئن‏م از سردل سوزي و اين جور چيزها نبوده كه نكرده‏ين. حكماً عرضه‏ش‏رو نداشتيد. همين ديروز تو روزنامه خوندم يارو واساي يك عوضي دوپاي ديگه‏ي مث خودش زن‏ش و بچه‏ي دو ساله‏ش رو گوش تا گوش سر بريده. گمون‏م اگه سه تا بچه هم داشت باهاشون همين كار رو مي‏كرد. دنبال چي مي‏گرديد؟ آهاي عوضي ها! آهاي با شما هستم! با شما كه هركدوم‏تون فكر مي‏كنيد دهن آسمون باز شده و تنها شما از توش پايين افتاد‌ه‌ ايد. اگه تا حالا كسي به‌تون نگفته من مي‏گم كه هيچ‌ اشغالي نيستيد. من يكي كه براتون و براي كاراتون تره هم خُرد نمي‏كنم. حيف اين زمين كه زير پاي شماست. حيف اين زمين كه توش دفن‌تون كنند. شما را بايد بسوزونند. شما رو بايد بسوزونند و خاكسترتون رو بريزند توي دريا.

  • درباره‌ی پدید‌آورنده
  • مصطفی مستور

    مصطفی مستور (زاده: ۱۳۴۳ در اهواز) داستان‌نویس، پژوهشگر و مترجم ایرانی مصطفی مستور در ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد وی در سال ۱۳۶۷ در رشته مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز فارغ‌التحصیل شد و دوره کارشناسی ارشد را در رشته زبان و ادبیات فارسی در همان دانشگاه گذراند وی هم اکنون ساکن تهران است مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند وی نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان عشق روی پیاده‌رو شامل ۱۲ داستان کوتاه به چاپ رساند

  • برچسب‌ها
  • جوایز

نظرات کاربران

    تا‌کنون دیدگاهی برای این کالا ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید...

      کتاب‌های دیگر این پدید‌آورنده

      این کتاب‌ها هم برای شما جذاب خواهند بود


      با عضویت در خبرنامه کاواک از اخبار وبگاه و پیشنهادهای ویژه مطلع شوید.